ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

68

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

آنجا و مهمانداران و بزرگان و اعيان چركس به ديدن صاحبى ايلچى مىآمدند و اقسام تعارف رسمى بجاى مىآوردند و به منزل خود ميرفتند . روزى در اينجا سواى رخوت و بالاپوش و اسباب سفر از هر مقوله كه به عمله‌جات و ايتام در تفليس داده شده بود ، بعضى از همراهان از قبيل حقير و ميرزا عبد الحسين همشيره‌زاده و محمد على بيك و سايرين را بالاپوش و رخوت به قدر حال ، صاحبى ايلچى دادند ، و روزى اوقات صرف كرده امورات عمله و ايتام و همراهان را از هر جهت منسق كرده كه در حين حركت ، ناتمامى در امور آنها نباشد . روزى آقا بيك از راه بىانصافى كه هميشه پيشنهاد او بود برآمده بعضى گله‌ها از روى ناز كرده بود شايد بعرض صاحبى ايلچى رسيده او را تملق گفته باشند . چون صاحبى ايلچى در هر اوقات محبت بسيار به او كرد بودند و او در هيچ‌وقت منظور نداشته ، مكرر جانب‌دارى اروس را از دست نميداد . اينمعنى كه به‌عرض ايشان رسيد ، او را احضار و غلط رفتارهائى كه از او صادر شده بود بر او متوجه و اظهار كردند و فرمودند كه مرا ديلماج در كار نيست ، شما بهرجا خواهيد برويد . چون اين قسم را مشاهده نمود از در تعارف برآمده حركات خلاف قاعده را فى الجمله موقوف داشت . روز آخر توقف اسبان و بنه و ايتام و اسباب را از آن منزل روانهء منزل ديگر نمودند ، كه خود نيز يوم بعد حركت كرده روانه شوند . همان يوم سه‌شنبه دويم جنرال صاحب اختيار چركس و همهء بزرگان خدمت صاحبى ايلچى آمده قدرى صحبت داشته ناهار « 1 » صرف نموده ، ظهر از آنجا حركت و بعد از طى شش فرسنگ راه وارد چاپارخانه كه منزل بود شديم . در عرض راه يك‌جا اسب عوض كردند ، تا وارد منزل شديم . اين منزل‌خانه در اينجا به قدر دويست خانوار كثرت دارد . رودخانه‌اى در عرض راه بود . پل چوبى آن خراب شده بود . جسرى ساخته بودند از روى جسر عبور نموديم ، و اين شب را در اين مكان بسر برده صبح حركت و روانهء منزل ديگر شديم . يوم چهارشنبه سيم : صبح از منزل‌خانهء مذكوره حركت و بعد از طى پنجاه ورث راه كه نه‌فرسنگ و كسرى بوده باشد وارد منزل ده‌فمين شديم ، در دو مكان اسب عوض كرديم ، تا وارد منزل شديم . قريهء بزرگى است در سينه تل بلندى واقع است ، سيصد چهارصد خانوار دارد . باغات و اشجار بسيار در يك سمت آن واقع است و در زير اين تل رودخانه‌اى جارى است ، پل چوبى بر روى آن بسته‌اند كه از آنجا عبور مىشود اين شب بنه و اسباب حتى مفرش رخت‌خواب و طباخ به منزل نرسيدند و از هر رهگذر بسيار بر صاحبى ايلچى تلخ و پريشان گذشت . بهرقسم بود صبح شده و صبح از آنجا حركت و روانهء منزل ديگر شدند . يوم پنجشنبه چهارم : صبح از منزل مذكور حركت و بعد از طى دوازده فرسنگ راه ، وارد منزل وانس‌چه شديم . در عرض راه ، دو مكان اسب عوض كردند . از ابتداى منزل الى آخر همه‌جا در سمت چپ راه ، دهات و قراء بسيار و خانه‌ها و عمارات و اشجار

--> ( 1 ) - متن : نهار